یوکللی؛ سازی که از چیزی که فکر میکنید عجیبتر است!
نویسنده:رضوان حسینی
14050606
72 نفر
10
یوکللی را احتمالاً با یک ساز کوچک و بامزه با صدایی شاد و هاوایی میشناسید؛ سازی که معمولاً در عکسهای ساحلی، ویدئوهای سفر یا آهنگهای آرام و صمیمی دیده میشود.
اما پشت این ساز کوچک، داستان عجیبی وجود دارد.
یوکللی در اصل یک ساز هاوایی نیست، اسمش احتمالاً به «ککِ جهنده» مربوط میشود، یک ملکه هاوایی در محبوب شدنش نقش داشته، در اوایل قرن بیستم تبدیل به یک مُد جهانی شده و حتی زمانی آنقدر محبوب بوده که هزاران ساز به سربازان جنگ جهانی اول فرستاده شده است.
اگر فکر میکردید یوکللی فقط نسخه کوچکتر گیتار است، احتمالاً بعد از این چند واقعیت نظرتان عوض میشود.
یوکللی اصلاً از هاوایی نیامده!
یکی از جالبترین چیزها درباره یوکللی همین است.
با اینکه امروزه یوکللی یکی از نمادهای هاوایی محسوب میشود، اجداد این ساز از پرتغال آمدهاند. در سال ۱۸۷۹ گروهی از مهاجران پرتغالی از جزیره مادیرا به هاوایی رسیدند و سازهای محلی خودشان را نیز با خودشان آوردند.
در میان این سازها، سازهایی مثل machete، braguinha، rajão و cavaquinho وجود داشتند که بعدها در شکلگیری یوکللی نقش داشتند.
یعنی اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، یوکللی نتیجه یک جور سفر فرهنگی است:
پرتغال → هاوایی → آمریکا → سراسر دنیا
و شاید جالبتر اینکه ساز توسط مهاجران وارد هاوایی شد، اما در همانجا به چیزی کاملاً متفاوت و هویتدار تبدیل شد.
اسم «یوکللی» احتمالاً یعنی «کک جهنده!»
این یکی از معروفترین و در عین حال عجیبترین داستانهای مربوط به این ساز است.
در زبان هاوایی، «ʻuku» به معنای کک و «lele» به معنای پریدن یا جهیدن است؛ بنابراین یک برداشت معروف از واژه Ukulele میشود «کک جهنده»
اما چرا باید اسم یک ساز را کک جهنده بگذارند؟
یک توضیح این است که حرکت سریع انگشتهای نوازنده روی سیمها، شبیه حشرهای بوده که مدام این طرف و آن طرف میپرد.
البته این تنها روایت موجود نیست. یک داستان تاریخی دیگر میگوید که این نام به Edward Purvis، یکی از افراد دربار هاوایی، مربوط بوده؛ مردی کوچکاندام و پرتحرک که نوازنده یوکللی هم بوده و به «کک جهنده» معروف شده بود.
حتی یک روایت شاعرانهتر هم وجود دارد که این واژه را «هدیهای که از راه دور آمده» تعبیر میکند؛ برداشتی که به ملکه Liliʻuokalani نسبت داده شده است.
پس حتی درباره اسم ساز هم یک داستان قطعی و یکخطی نداریم!
یوکللی فقط یک ساز خیابانی یا تفریحی نبود.
Liliʻuokalani آخرین ملکه پادشاهی هاوایی، موسیقیدان و آهنگساز بود و خودش هم با موسیقی ارتباط جدی داشت. او از یوکللی حمایت کرد و این ساز در فضای فرهنگی و موسیقایی دربار هاوایی جایگاه پیدا کرد.
جالب است بدانید خود ملکه از طرفداران تفسیر «هدیهای که از راه دور آمده» برای نام یوکللی بود؛ تفسیری که به ورود سازهای پرتغالی به هاوایی اشاره دارد.
در نتیجه یوکللی خیلی زودتر از چیزی که شاید تصور کنیم، از یک ساز مهاجران به بخشی از هویت موسیقی هاوایی تبدیل شد.
یوکللی یکشبه جهانی نشد؛ یک نمایشگاه همهچیز را عوض کرد
یوکللی در اواخر قرن نوزدهم در نمایشگاهها و رویدادهای مختلف دیده میشد، اما یکی از مهمترین لحظههای تاریخش در نمایشگاه Panama-Pacific در سانفرانسیسکو در سال ۱۹۱۵ اتفاق افتاد.
این نمایشگاه بیش از ۱۷ میلیون بازدیدکننده داشت و غرفه هاوایی در آن، نوازندگان یوکللی و موسیقی هاوایی را به مخاطبان بسیار زیادی معرفی کرد.
بعد از آن، یوکللی دیگر فقط یک ساز محلی نبود.
آمریکاییها عاشقش شدند.
و چیزی شبیه یک «تب یوکللی» در آمریکا شکل گرفت.
زمانی یوکللی تقریباً تبدیل به یک مُد عمومی شده بود
امروز اگر کسی یوکللی دستش بگیرد، احتمالاً چیز عجیبی نیست.
اما در دهههای ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰، داستان کاملاً متفاوت بود.
یوکللی آنقدر محبوب شد که شرکتهای مختلف شروع به تولید نمونههای مشابه کردند. حتی بعضی شرکتها سازهای خودشان را بهعنوان ساز «ساخت هاوایی» معرفی میکردند و همین موضوع باعث شد عبارت Made in Hawaiʻi برای تمایز سازهای هاوایی مطرح شود.
حتی نوعی یوکللی به نامBanjo Ukulele ساخته شد؛ سازی که ظاهر و صدای آن از ترکیب ایدههای بانجو و یوکللی شکل گرفته بود.
پس یوکللی فقط یک ساز کوچک نبود؛ برای مدتی واقعاً یک پدیده فرهنگی بود.
این احتمالاً یکی از عجیبترین بخشهای تاریخ یوکللی است.
در دوران جنگ جهانی اول، YMCA برنامهای برای فرستادن ساز و نت موسیقی برای سربازان داشت. طبق اسناد موزه ملی تاریخ آمریکا، این برنامه در مجموع بیش از ۱۸ هزار ساز و حدود ۴۵۰ هزار قطعه نت موسیقی ارسال کرد. یوکللی و بانجو یوکللی هم در این جریان حضور داشتند.
یعنی ساز کوچکی که امروز شاید بیشتر با ساحل و موسیقی آرامشبخش شناخته شود، زمانی راهی جبهههای جنگ هم شده بود.
چرا یوکللی فقط چهار سیم دارد؟
اگر از گیتار به یوکللی نگاه کنید، شاید اولین چیزی که توجهتان را جلب کند همین باشد: گیتار شش سیم دارد، اما یوکللی معمولاً چهار سیم.
این تفاوت فقط برای کوچکتر شدن ساز نیست.
کوک رایج یوکللی سوپرانو، کنسرت و تنور معمولاً G-C-E-A است. نکته عجیب اینجاست که سیم G در کوک رایج استاندارد، نسبت به C و E و A به شکل خطی از بم به زیر قرار نمیگیرد؛ یعنی G میتواند بالاتر از C کوک شود.
به این نوع کوک Re-entrant tuning میگویند.
همین ویژگی یکی از دلایلی است که صدای یوکللی آن حس خاص و «بالارونده» را پیدا میکند.
پس صدای یوکللی فقط به خاطر کوچک بودنش نیست؛ نحوه کوک شدن سیمها هم بخشی از شخصیت صوتی آن است.
یک یوکللی کوچک میتواند صدای خیلی بلندی داشته باشد
اگر یک یوکللی خوب را از نزدیک شنیده باشید، احتمالاً متوجه شدهاید که اندازهاش با حجم صدایش چندان جور درنمیآید.
برخی سازهای تاریخی یوکللی با بدنههای بسیار نازک ساخته میشدند و با وجود اندازه کوچک، صدای قابل توجهی تولید میکردند. موزهها نمونههایی از یوکللیهای اواخر قرن نوزدهم را نگهداری میکنند که ابعادشان تقریباً نصف چیزی است که از یک گیتار انتظار داریم.
این موضوع یکی از جذابیتهای سازهای زهی است:
کوچک بودن ساز الزاماً به معنی کوچک بودن صدای آن نیست.
این شاید یکی از بزرگترین کلیشههایی باشد که درباره یوکللی وجود دارد.
اگر فقط ویدئوهای معمول یوکللی را دیده باشید، ممکن است تصور کنید این ساز برای چند آکورد ساده و آهنگهای شاد ساخته شده.
اما نوازندگان حرفهای نشان دادهاند که یوکللی میتواند خیلی فراتر از این باشد.
نوازندههایی مثل Jake Shimabukuro تکنیکهای بسیار سریع و پیچیدهای روی یوکللی اجرا کردهاند و قطعاتی را نواختهاند که شاید شنونده اصلاً انتظار نداشته باشد از چنین ساز کوچکی بیرون بیاید. حتی قطعاتی مثل While My Guitar Gently Weeps و Bohemian Rhapsody هم با یوکللی اجرا شدهاند.
بنابراین یوکللی را نباید صرفاً «ساز مبتدیها» دانست.
شروع کردن با آن میتواند ساده باشد، اما سقف توانایی ساز بسیار بالاتر از چیزی است که ظاهرش نشان میدهد.
حتی روش سنتی کوک کردن یوکللی هم داستان بامزهای دارد
قبل از اینکه تیونرهای دیجیتال همهجا باشند، یک روش عجیب برای بررسی کوک یوکللی وجود داشت.
اگر چهار سیم را به صورت پشت سر هم میزدید، میتوانستید با عبارت «My Dog Has Fleas» رابطه نتها را به خاطر بسپارید.
اسم این روش هم کاملاً با داستان «کک جهنده» یوکللی جور درمیآید!
البته تشخیص دقیق کوک با گوش کار سادهای نیست و حتی منابع موزهای هم اشاره میکنند که برای کوک دقیق، نوازندگان حرفهای معمولاً به تیونر کروماتیک تکیه میکنند.
یوکللی یک مثال جالب از این است که سازها هم «هویت جدید» پیدا میکنند
شاید جذابترین قسمت داستان یوکللی همین باشد.
این ساز از یک فرهنگ به فرهنگ دیگری رفت.
در ابتدا از سازهای پرتغالی تأثیر گرفت، در هاوایی شکل و هویت جدید پیدا کرد، بعد در آمریکا به یک پدیده عمومی تبدیل شد و در نهایت وارد موسیقی پاپ، فولک، جَز و حتی اجراهای مدرن شد.
یعنی اگر بخواهیم تاریخ یوکللی را در یک جمله خلاصه کنیم:
یوکللی ساز کوچکی است که مسیر خیلی بزرگی را طی کرده.
از کارگران مهاجر پرتغالی در هاوایی تا دربار سلطنتی، از نمایشگاههای جهانی تا جنگ جهانی اول و از موسیقی محلی تا اجرای قطعات پیچیده امروزی.
شاید دفعه بعد که یک یوکللی کوچک دیدید، دیگر فقط به چشم یک «گیتار کوچولو» به آن نگاه نکنید.
اما پشت این ساز کوچک، داستان عجیبی وجود دارد.
یوکللی در اصل یک ساز هاوایی نیست، اسمش احتمالاً به «ککِ جهنده» مربوط میشود، یک ملکه هاوایی در محبوب شدنش نقش داشته، در اوایل قرن بیستم تبدیل به یک مُد جهانی شده و حتی زمانی آنقدر محبوب بوده که هزاران ساز به سربازان جنگ جهانی اول فرستاده شده است.
اگر فکر میکردید یوکللی فقط نسخه کوچکتر گیتار است، احتمالاً بعد از این چند واقعیت نظرتان عوض میشود.
یوکللی اصلاً از هاوایی نیامده!
یکی از جالبترین چیزها درباره یوکللی همین است.
با اینکه امروزه یوکللی یکی از نمادهای هاوایی محسوب میشود، اجداد این ساز از پرتغال آمدهاند. در سال ۱۸۷۹ گروهی از مهاجران پرتغالی از جزیره مادیرا به هاوایی رسیدند و سازهای محلی خودشان را نیز با خودشان آوردند.
در میان این سازها، سازهایی مثل machete، braguinha، rajão و cavaquinho وجود داشتند که بعدها در شکلگیری یوکللی نقش داشتند.
یعنی اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، یوکللی نتیجه یک جور سفر فرهنگی است:
پرتغال → هاوایی → آمریکا → سراسر دنیا
و شاید جالبتر اینکه ساز توسط مهاجران وارد هاوایی شد، اما در همانجا به چیزی کاملاً متفاوت و هویتدار تبدیل شد.
اسم «یوکللی» احتمالاً یعنی «کک جهنده!»
این یکی از معروفترین و در عین حال عجیبترین داستانهای مربوط به این ساز است.
در زبان هاوایی، «ʻuku» به معنای کک و «lele» به معنای پریدن یا جهیدن است؛ بنابراین یک برداشت معروف از واژه Ukulele میشود «کک جهنده»
اما چرا باید اسم یک ساز را کک جهنده بگذارند؟
یک توضیح این است که حرکت سریع انگشتهای نوازنده روی سیمها، شبیه حشرهای بوده که مدام این طرف و آن طرف میپرد.
البته این تنها روایت موجود نیست. یک داستان تاریخی دیگر میگوید که این نام به Edward Purvis، یکی از افراد دربار هاوایی، مربوط بوده؛ مردی کوچکاندام و پرتحرک که نوازنده یوکللی هم بوده و به «کک جهنده» معروف شده بود.
حتی یک روایت شاعرانهتر هم وجود دارد که این واژه را «هدیهای که از راه دور آمده» تعبیر میکند؛ برداشتی که به ملکه Liliʻuokalani نسبت داده شده است.
پس حتی درباره اسم ساز هم یک داستان قطعی و یکخطی نداریم!
یک ملکه هم عاشق یوکللی بود
یوکللی فقط یک ساز خیابانی یا تفریحی نبود.
Liliʻuokalani آخرین ملکه پادشاهی هاوایی، موسیقیدان و آهنگساز بود و خودش هم با موسیقی ارتباط جدی داشت. او از یوکللی حمایت کرد و این ساز در فضای فرهنگی و موسیقایی دربار هاوایی جایگاه پیدا کرد.
جالب است بدانید خود ملکه از طرفداران تفسیر «هدیهای که از راه دور آمده» برای نام یوکللی بود؛ تفسیری که به ورود سازهای پرتغالی به هاوایی اشاره دارد.
در نتیجه یوکللی خیلی زودتر از چیزی که شاید تصور کنیم، از یک ساز مهاجران به بخشی از هویت موسیقی هاوایی تبدیل شد.
یوکللی یکشبه جهانی نشد؛ یک نمایشگاه همهچیز را عوض کرد
یوکللی در اواخر قرن نوزدهم در نمایشگاهها و رویدادهای مختلف دیده میشد، اما یکی از مهمترین لحظههای تاریخش در نمایشگاه Panama-Pacific در سانفرانسیسکو در سال ۱۹۱۵ اتفاق افتاد.
این نمایشگاه بیش از ۱۷ میلیون بازدیدکننده داشت و غرفه هاوایی در آن، نوازندگان یوکللی و موسیقی هاوایی را به مخاطبان بسیار زیادی معرفی کرد.
بعد از آن، یوکللی دیگر فقط یک ساز محلی نبود.
آمریکاییها عاشقش شدند.
و چیزی شبیه یک «تب یوکللی» در آمریکا شکل گرفت.
زمانی یوکللی تقریباً تبدیل به یک مُد عمومی شده بود
امروز اگر کسی یوکللی دستش بگیرد، احتمالاً چیز عجیبی نیست.
اما در دهههای ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰، داستان کاملاً متفاوت بود.
یوکللی آنقدر محبوب شد که شرکتهای مختلف شروع به تولید نمونههای مشابه کردند. حتی بعضی شرکتها سازهای خودشان را بهعنوان ساز «ساخت هاوایی» معرفی میکردند و همین موضوع باعث شد عبارت Made in Hawaiʻi برای تمایز سازهای هاوایی مطرح شود.
حتی نوعی یوکللی به نامBanjo Ukulele ساخته شد؛ سازی که ظاهر و صدای آن از ترکیب ایدههای بانجو و یوکللی شکل گرفته بود.
پس یوکللی فقط یک ساز کوچک نبود؛ برای مدتی واقعاً یک پدیده فرهنگی بود.
یوکللی در جنگ جهانی اول هم حضور داشت!
این احتمالاً یکی از عجیبترین بخشهای تاریخ یوکللی است.
در دوران جنگ جهانی اول، YMCA برنامهای برای فرستادن ساز و نت موسیقی برای سربازان داشت. طبق اسناد موزه ملی تاریخ آمریکا، این برنامه در مجموع بیش از ۱۸ هزار ساز و حدود ۴۵۰ هزار قطعه نت موسیقی ارسال کرد. یوکللی و بانجو یوکللی هم در این جریان حضور داشتند.
یعنی ساز کوچکی که امروز شاید بیشتر با ساحل و موسیقی آرامشبخش شناخته شود، زمانی راهی جبهههای جنگ هم شده بود.
چرا یوکللی فقط چهار سیم دارد؟
اگر از گیتار به یوکللی نگاه کنید، شاید اولین چیزی که توجهتان را جلب کند همین باشد: گیتار شش سیم دارد، اما یوکللی معمولاً چهار سیم.
این تفاوت فقط برای کوچکتر شدن ساز نیست.
کوک رایج یوکللی سوپرانو، کنسرت و تنور معمولاً G-C-E-A است. نکته عجیب اینجاست که سیم G در کوک رایج استاندارد، نسبت به C و E و A به شکل خطی از بم به زیر قرار نمیگیرد؛ یعنی G میتواند بالاتر از C کوک شود.
به این نوع کوک Re-entrant tuning میگویند.
همین ویژگی یکی از دلایلی است که صدای یوکللی آن حس خاص و «بالارونده» را پیدا میکند.
پس صدای یوکللی فقط به خاطر کوچک بودنش نیست؛ نحوه کوک شدن سیمها هم بخشی از شخصیت صوتی آن است.
یک یوکللی کوچک میتواند صدای خیلی بلندی داشته باشد
اگر یک یوکللی خوب را از نزدیک شنیده باشید، احتمالاً متوجه شدهاید که اندازهاش با حجم صدایش چندان جور درنمیآید.
برخی سازهای تاریخی یوکللی با بدنههای بسیار نازک ساخته میشدند و با وجود اندازه کوچک، صدای قابل توجهی تولید میکردند. موزهها نمونههایی از یوکللیهای اواخر قرن نوزدهم را نگهداری میکنند که ابعادشان تقریباً نصف چیزی است که از یک گیتار انتظار داریم.
این موضوع یکی از جذابیتهای سازهای زهی است:
کوچک بودن ساز الزاماً به معنی کوچک بودن صدای آن نیست.
یوکللی فقط برای آهنگهای شاد و هاوایی نیست
این شاید یکی از بزرگترین کلیشههایی باشد که درباره یوکللی وجود دارد.
اگر فقط ویدئوهای معمول یوکللی را دیده باشید، ممکن است تصور کنید این ساز برای چند آکورد ساده و آهنگهای شاد ساخته شده.
اما نوازندگان حرفهای نشان دادهاند که یوکللی میتواند خیلی فراتر از این باشد.
نوازندههایی مثل Jake Shimabukuro تکنیکهای بسیار سریع و پیچیدهای روی یوکللی اجرا کردهاند و قطعاتی را نواختهاند که شاید شنونده اصلاً انتظار نداشته باشد از چنین ساز کوچکی بیرون بیاید. حتی قطعاتی مثل While My Guitar Gently Weeps و Bohemian Rhapsody هم با یوکللی اجرا شدهاند.
بنابراین یوکللی را نباید صرفاً «ساز مبتدیها» دانست.
شروع کردن با آن میتواند ساده باشد، اما سقف توانایی ساز بسیار بالاتر از چیزی است که ظاهرش نشان میدهد.
حتی روش سنتی کوک کردن یوکللی هم داستان بامزهای دارد
قبل از اینکه تیونرهای دیجیتال همهجا باشند، یک روش عجیب برای بررسی کوک یوکللی وجود داشت.
اگر چهار سیم را به صورت پشت سر هم میزدید، میتوانستید با عبارت «My Dog Has Fleas» رابطه نتها را به خاطر بسپارید.
اسم این روش هم کاملاً با داستان «کک جهنده» یوکللی جور درمیآید!
البته تشخیص دقیق کوک با گوش کار سادهای نیست و حتی منابع موزهای هم اشاره میکنند که برای کوک دقیق، نوازندگان حرفهای معمولاً به تیونر کروماتیک تکیه میکنند.
یوکللی یک مثال جالب از این است که سازها هم «هویت جدید» پیدا میکنند
شاید جذابترین قسمت داستان یوکللی همین باشد.
این ساز از یک فرهنگ به فرهنگ دیگری رفت.
در ابتدا از سازهای پرتغالی تأثیر گرفت، در هاوایی شکل و هویت جدید پیدا کرد، بعد در آمریکا به یک پدیده عمومی تبدیل شد و در نهایت وارد موسیقی پاپ، فولک، جَز و حتی اجراهای مدرن شد.
یعنی اگر بخواهیم تاریخ یوکللی را در یک جمله خلاصه کنیم:
یوکللی ساز کوچکی است که مسیر خیلی بزرگی را طی کرده.
از کارگران مهاجر پرتغالی در هاوایی تا دربار سلطنتی، از نمایشگاههای جهانی تا جنگ جهانی اول و از موسیقی محلی تا اجرای قطعات پیچیده امروزی.
شاید دفعه بعد که یک یوکللی کوچک دیدید، دیگر فقط به چشم یک «گیتار کوچولو» به آن نگاه نکنید.
نظرات
نظر خود را بنویسید